امروز دوباره مثل خودم رو پیداکردن کسی که می خونه مشکی رنگ عشقه مثل رنگ کشای آسمونت .
وای علی چقدر این آهنگ جالبه چقدر دوست دارم رضا صادقی ببینم تا بهش بگم که دل و زندگی منم عین خودش مشکیم جونم دلک قلبم روحم و حتی مدل لباسامم مشکی ولی از همه می خوام بهش برسونن(( اندکی صبر سحر نزدیک است )). فقط خداکنه اونجاهام ما دل مشکی ها رو راه بدن
همه می پرسن از من چرا مشک رتگ عشقه
اصلاکی دیده تاحالا رنگ عشق و مشکی گذاشته
همه می پرسن از من که چرا خونه بدوشم
اصلا بگو که چرا تا حالا یه عمری مشکی پوشیدم
باچه زبونی من داد بزنم مشکی یه رنگه
دیگه چه جوری باید ثابت کنم مشکی قشنگه
با چه صدایی فریاد بزنم مشکی یه زنگه
جمال هر کی مشکی پوشه با خدا رو عشقه
شکرت داری به کسانی که دوسشون دارم اضافه می کنی رضا هم روش البته اقا اگه وبلاگ من و ساناز را دیدی ناراحت نشی انقدر باهات راحتیم ولی یه چیزی رو می دونم که خیلی دوست دارم واقعا تو و ساناز رو دوست دارم .
می دونی علی جان این آهنگ عزیزمون رضا رو خیلی دوس دارم مثل این می مونه من دارم بهت می گم بعد جداییمون (( خدایا هیچ عاشقی رو از معشوقش نگیر ))
نیمه شب از خوابم پو میشم
نیستی پیشم باز دیوونه می شم
دوری تو تیشه زد به ریشه ام
نیستی پیشم
بی صدا از من خالی می شم
همصدا با بیداری می شم
گونه هام خیس از شبنم غم
نیستی پیشم
می خوام بگم که واقعا دلم برات تنگ شده واقعا بدون تو دارم کم می یارم حتی با وجود ساناز و شاهین و سعید و پویا و رضا صادقی . ولی عزیز دلم هیشکی مثل تو برام نمی شه کاش منم می مردم چون تویی رو دوباره پیدا می کردم . دوست دارم و خواهم داشت دیگه نمی تونم جلوی اشکهام و بگیرم چقدر دوست دارم زار بزنم چقدر دوست دارم بیام پیشت و پهلوی تو زار بزنم .
نمی دونم تو رو نفرین کنم یا این دلم
نمی دونم که تو حل مشکلی یا مشکلم
با تو عاشقانه بودم پس چرا
حسرت یه روزه عشق مونده تو دلم
با تو شاهنامه بودم نه یک غزل
با تو یک رودخونه بودم نه یک قنات
یه روزی من و تو بودیم و حالا
من و تنهایی تو یک خاطرات
تو این غربت پر گرگ و حراس
دارم عین ماهی ها جون می کنم
خسته ام تظاهر ایستادگی
جای دندون هزار گرگ به تنم