باران عشق
آه
چه قدر آرومم الان
انقدر آرومم كه با تمام احساسم تو رو در آغوشم حس مي كنم
آخ علي هميشه خيلي چيزها رو دوست داشتم بهت بگم
بعد تو خيلي ها بهم احساس ترحم كردن و از اون موقع كه فهميدن قلبم مريضه حس ترحمشون بهتر شد
آخ
دلم براي خيلي چيزهاي تكراري تنگ شده
دلم
دلم دريا ميخواد
دريايي كه وقتي من و تو توشيم و تموم ماهي ها فقط من و تو رو نگاه مي كنن
مي دوني امشب خيلي آرومم
خيلي آروم
آروم تر از اون شبي كه اولين بار اومدم تو بقلت
و آروم تر از اوني كه وقتي تو رو تو خاك مي ذاشتند من تو بيمارستان بودم
آخ
ديگه اشكام نمي ياد
آخه الان رويايي دارم با تو كه هيشكي معني اون رو نمي فهمه
چون نمي دونن وقتي كه عشقت با تمام رويا پيشته
چه حس قشنگي
آه
ديگه قلبم الان تير نمي كشه چون پيش توهه
مي خوام يه نامه بنويسم
ميخوام نامه ام رو قصه كنم
تا همه بدونن عشق ري را و علي غم ندره درد نداره
بلكه زيباست
دوست دارم عشق من
عشق من
عشق من
عشق من
الان سه سال گذشته
و من هر روز دارم ديوونه تر مي شم
شايد اون موقع ها كه پيشم بودي وقتي شاد بودم شايد يكم تو رو از ياد مي بردم
ولي الان تو شادي هام تو غمهام و تو تنهاييهام فقط تو باهامي
دوست دارم
عشق من
...........................
خوب اولين نامه به عشقم كه مي دونم ميخوندش
سلام علي ؛
من حالم يكم خوبه
مي دوني براي همه شدم سنگ صبور
خيلي تنها ام ولي با روياي تو تنهاييم رو پر مي كنم
از كارم راضي ام
تو هم دوست داشتي من عكاس بزرگي بشم
علي مي خوام به خودم ببالم
چون من دارم عكاس بزرگي مي شم
همه مواظبمن
قلبمم خوبه
البته دكتر مي گه يه عمل فوري مي خواد
ولي من نمي خوام عملش كنم
نمي خوام
علي اعتراف مي كنم كه امثال زير بارون نتونستم مثل هر سال قدم بزنم و نعمت خدا رو شكر بگم
من رو ببخش
راستي
ميخوام يه كار بزرگ كنم
همون كاري كه تو هميشه مي كردي و دوست داشتي
وقتي رفتم جنوب قول دادم بهت دروغ نگم بخدا كسي دور و برم نبود
بلند گريه كردم ، از همون گريه هايي كه تو هميشه بدت مي يامد ،
خوب آدمه ، خدا خطاهاش رو مي بخشه ، پس تو هم من رو ببخش ،
دروغ نگم الان دارم كمتر گريه مي كنم ،
تو كجايي عشق من كه ببيني من بي تو چي شدم و چي كشيدم
خوب اين پايان نامه اول
اميدوارم از تكراري بودناش من رو ببخشيد .
و ازتون خواهش مي كنم اگه دوست نداريد نخونيد ، نخونيد .
من هيچ وقت شماها رو زور نمي كنم
باران عشق و من و علي هم بالاخره تموم مي شه
